نگاه هايشان هرزه
فارغ از هرگونه تفکّر
بي هدف
پرسه ميزنند در پس کوچه هاي ترديد
منتظر يک سلام سبُک
منتظر يک پوز خند
يک نگاه هرزه
تا حجم سياه ويراني شان را بر سرش خراب کنند
حريص صحبت با غير همجنس
مرده هوس تو هواي پَس
اين جا را دانشگاه نام نهاده اند
بويي از دانش و دانايي در اينجا نمي شنوي
نه در کلاس ها، نه در اساتيد، نه در شاگردانش
به هر جا جز دانشگاه شبيه
همه فکرشان پاس کردن درس
حتي شاگردان الف
دانشش همه گونه مديريت
همه گونه معماري
همه گونه آرايش
همه گونه آلايش
من هم در ميانشان
در ميان پرديسش بوي پهن و ادرار منقبض
در راهرو ها بوي عرق و ادکلن را
مي تواني فرو دهي
تا آزادانه بتواني فرياد برآري: «من دانشجو هستم»
من در اين جهنم چه مي کنم!؟
فَشنگ ها زيبا
مشنگ ها قشنگ
قشنگ ها مشنگ
ابرو ها تَتو
آبرو ها فنا
زندگي زيبا
زيباي ديبا
عشق ها يک روزه
سيگارها دوده
بساط متلک چه جفت و جوره
روزنامه فقط واسه نشستن
جلوي خوابگاه پيش منهتن
دنبال مدرک همه مي دَوَن
کارداني ارشد که ترم دَه ان
رئيس عزيز
پشتاي اون ميز
به مشتري هاش
انتقالي نمي ده عزيز
فلسفه،
بابا بي خيال ما يکي شو از سر کچل ما دس بردار
هدف،
مدرکو بگير بري سرکار
منم بينشون
ترانه فقط مال گاطره
ترنمشون آب شاه تره
حرف ها همه با يه اس ام اس
گوشيها همه واسه ي افه س
حرمت ها همه ديگه شکسته اس
فرصت ها ديگه از دس رفته اس
من تو اين جهنّم چي مي خوام!؟
شعر محسوبش نکنيد چون شاعر نيستم.(بحث بازی واژه که گفتم) کلام خودش وزن داشت؛ من بي تقصيرم.شايد بعدآ تکميلش يا ترميمش کردم. منتظر نظراتتان هستم. راستي اين وضع را نه در ابهر بلکه همين دو هفته پيش در بين المللي ديدم و هم شنيدم که همه جا وضع از اين بدتر نباشد بهتر نيست!
احتمالآ بخاطر امتحانات دانشگاه مدتی به روز نخواهم کرد.