شلوار جين، با زانوهاي پاره شده، پيراهن كوتاه كه بخشي از كمرش را نمايان ميساخت. موهاي به بالا سيخ شده تكه خط نازكي به عنوان ريش روي چانهاش بود، ابروهايش را از زير و زبر برداشته بود ... اين شيوهي لباس پوشيدن و پيرايش (شايد هم آرايش) گويي اين روزها خيلي مُد شده است. در مورد خانمها هم انواع ديگر لباس پوشيدن سرايت دارد كه اينبار پيرهن كمي بلند شده و شلوار كوتاه. تا آنجا كه پليس اين موضوعات را تحمّل نكرده و هر سال در آستانهي فصل گرما به مبارزه با آن ميپردازد.
همهي ما بارها اين جمله را شنيدهايم كه لباس نماد شخصيت هر فردي است ... پرچم فردي هر كس است و... . ليكن ما آنچه را كه بر خود ميپسنديم ميپوشيم. ما به اقتضاي سليقه، توانايي مالي و نوع فرهنگي كه در آن رشد كردهايم لباس خود را انتخاب ميكنيم، اما گاه به هواي جواني و چشموهمچشمي لباسهايي ممكن است پوشيده شود كه همرنگ شدن با جماعت را نشان ميدهند.
چند وقت پيش در دانشگاه يكي از همين پسرهاي خوشتيپ [!] كنارم نشسته بود. سر صحبت باز شد و سرّ درون هويدا. پرسيدم چقدر وقت صرف موهايت ميكني؟ گفت: «بايد هر دو روز يك بار آنرا بشويي. آن هم با صابون نه با شامپو، تا موها خشك و سفت شوند. بعد با ژل و سشوار اين شكلي ميشوند.» در همان چند دقيقهاي كه آنجا بود اصرار داشت به يكي از دخترها كه آنطرفتر نشسته بود بگويد: «Yes را بزن» ... (بلوتوث!) گفتم كه به نظرت اين مدل مو به فرهنگ ما ميخورد؟ گفت: آره، مگر ميشود با تيپ صد سال پيش گشت؟ تازه داشت به چهرهام مينگريست و نظر ميداد كه ... رهايش كردم ... «No را زد!»...
صرفنظر از اين مورد خاص، اغلب كساني كه اين مدلها را دوست دارند فقط به ظاهر خود ميرسند و به درون خود توجه ندارند. كاش هم آن
چهره را بيارايند كه زشت و خرابش ميكنند.
شايد هم اين نوعي باز پس زدن عقدههاي رواني است. آنكه ديگران به آنها توجه كنند و داخل آدمشان بدانند مسبب است. هر چه هست اين عده از ريشه و اصل اين مدلها هيچ نميدانند.
| نه هر كه چهره بر افروخت دلبري داند |
نه هر كه آينه سازد سكندري داند |
|
| نه هر كه طرف كله كج نهاد و تند نشست |
كلاهداري و آئين سروري داند |
|
| به قد و چهره هر آنكس كه شاه خوبان شد |
جهان بگيرد اگر دادگستري داند |
حافظ |
به نظرم بايد به همهي آنها حق داد. امروزه وقتي تلويزيون را روشن ميكني، از مجري و بازيگر نقش اولياش زير ابروهاي خود برداشته و كلاه جوجه تيغي بر سر نهادهاند. از ماهواره و ... كه بگذريم. نسل جديد درد الگو دارد ... درد مُد ... اين حق جوان است كه امروز زندگي كند، به سبك امروز، طبق مُد روز، اما اينكه اين مُد چيست و بنيانگذارش كيست سوالي است هميشه بي پاسخ. اين كه آيا رو به زيبايي ميرويم يا زشتي؟ اين كه اين مدل مو ولباس چقدر احترام اجتماعي براي ما دارد؟ چقدر بر زيبايي رخ ما فزون از زشتي درونمان ميكاهد؟ اين سخن در مورد خانمها هم مصداق دارد.
| شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد |
بندهي طلعت آن باش كه آني دارد |
|
| شيوهي حور پري گرچه لطيفست ولي |
خوبي آنست و لطافت كه فلاني دارد |
حافظ |
تا فرهنگ جامعه نپذيرد كه پوشش چه معياري داشته باشد، تا ندانند كه هر لباسي در خور كجاست، تا ياد نگيرند و از لحاظ معنوي اغنا نشوند. هر اقدام جبري، مقطعي خواهد بود و چه بسا مخرب. تا ضرورت و فرهنگ حجاب، متانت و استغنا باب نشوند، چهارقد مشكي اثر نخواهد داشت. به قول تبليغات درزيهاي روزگار «مهم است كه چه ميپوشيم».