|
چه نيك توصيه كردهاند تمام ارباب دين و خرد، زبان در كام كشيدن و سكوت كردن را. از رازهاي هويدا و نهان، از گفتنيهاي گويا و پنهان، چه بايد گفت؟ كه ناگفتنش بهتر باشد و ناشنيدنش ثوابتر. گاه خود سكوت از هر صدايي زيباتر و رساتر پيامش ميرساند. گوش كن آيا نميشنوي؟ صداي اين همهي نالهي خفته در اغلال و زنجير را. آيا نميشنوي صوت اين همه زشتي و پليدي را؟ از همين نزديكيها ميآيد و گاهي شايد از خودت ... گوش كن ... نميشنوي؟ مدّتي انگار نميتوانستم و شايد نميخواستم هيچ بنويسم. زماني بايد بگذرد بر من تا دوباره جاني به كلمات بدهم. تا گزافگوي سر خوان نباشم. تا سخن مرا در بند نكشد. تا جز به نيكي و راستي نگويم. گرچه بهانه براي نوشتن كم نيست تا بهانهگير نباشم... .
::+نوشته
شده در یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 2:6 توسط محمدرضا کاکاوند
|
|